دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
دانشکده فنی و مهندسی
گروه نرم افزار
موضوع تحقیق:
نیایش در ادب فارسی
نام استاد :
جناب آقای سلیمانی
تهیه کننده:
سیده سودابه خوش پیکر
شماره دانشجویی : 851161151
بهار 86
فهرست مطالب: صفحه
مقدمه ٤
نیایش در ادب فارسی ٥
صلاﺓ اشجار ١١
نیایش های عاشقانه ١٢
نیایش به زبان بزرگان ادب ١٣
فهرست منابع و مآخذ ١٤
مقدمه
( به نام اوکه زینت زبان ها نام اوست (
نيايش برترين جلوه ي عشق است.نيايش با دعا خواندن تفاوت اساسي دارد . دعا خواندن از سر ميجوشد و نيايش از دل.آنها كلمات اند و نيايش، سكوت محض .
خدا همه چيز ما را مي داند ، بنابراين ، به كلمات ما احتياجي ندارد . او پيش از آنكه ما بگوييم ، شنيده است . نيايش ، محاوره نيست ، بلكه ارتباطي است در سكوت و خلوت . نبايد چيزي گفت ، نبايد چيزي خواست ، نبايدچيزي طلب كرد ، زيرا پيشاپيش همه چيز داده شده است . خدا پيش از آن كه تو او را بخواني ، تو را خوانده است . مولوي چه خوب گفته است كه ؛ اوليا دهانشان از دعا خواندن بسته است . آنها در همه لحظات مشغول نيايش اند . در ساحت نيايش ، حتي فكر نيز بايد خاموش شود . آنجا فقط چشمان خويش را ببند ، سر خويش را قدري فرو بياور و مستغرق درياي او شو .
در آن خلوت درون ، جايي كه كلمه اي رد و بدل نمي شود ، براي نخستين بار صداي نجواگر خداوند را مي شنوي . اين صدا را فقط در آن سكوت و سكون عظيم مي توان شنيد . اين صدا فقط در قلب طنين مي اندازد . هنگامي كه دل را از هياهوي دل مشغولي ها خالي كردي ، نجواي او به گوش مي رسد . در واقع دل توست كه با تو سخن مي گويد . دل در اين هنگام ، همچون ني بر لبان خداوند نشسته است و به آهنگ او مترنم است . حتي در اين ساحت نيز پيام او در قالب كلمات به گوش نمي رسد ، بلكه او بي كلام سخن مي گويد . او تو را با احساس سپاس و قدرداني سرشار مي سازد و تو را لبريز از حضور حقيقت در ساحت جانت مي كند . او همه ي اين كارها را بدون واسطه كلمات انجام مي دهد . بدون كلمات و فقط در قلمرو احساس و تجربه .
نیایش در ادب فارسی
شاعران ونویسندگان ،ازگذشته به رسم خطبه خوانان وگویندگان آغازدیوان ومنظومه های خویش رابامناجات ووصف وستایش پیامبران واولیای دین آراسته اند.
گرچه در ادب فارسی منظومه هایی به نام « الهی نامه » و« مناجات نامه » باسوز و شور و لطافت و زیبایی به یادگارمانده است ،اماتمام انواع ادبی نیزبی توجّه به حماسی ،غنایی ، تعلیمی وداستانی بودن باحمدوستایش الهی آغازشده اند؛چنان که فردوسی درآغازشاهنامه ـ اثرحماسی خویش- می گوید:
به نام خداوندجان وخرد کزین برتراندیشه برنگذرد
ونظامی مثنوی مخزن الاسرار-اثرغنایی ـ خویش رابابیت زیرآغازمی کند:
بسم الله الرحمن الرحیم هست کلیددرگنج حکیم
ویاگلستان سعدی که ازانواع ادب تعلیمی است این گونه آغازمی شود:
منّت خدای را ـ عّزوجّل ـ که طاعتش موجب قربت است وبه شکراندرش مزیدنعت وهرنفسی که فرومی رودمّمدحیات است وچون برمی آیدمفرح ذات …
وسرانجام درآغازمنظومه ی وحشی بافقی ـ فرهادوشیرین ـ می خوانیم :
الهی سینه ای ده آتش افروز درآن سینه دلی وان دل همه سوز
مانیزگفتارمان رابانام خدازینت می بخشیم که به قول نظامی «بهترین سرآغازاست ».
الهی ،بسازکارمن ،منگربرکردارمن .
دلی ده که طاعت افزون کند،طاعتی ده که به بهشت رهنمون کند.
الهی ،ظاهری داریم شوریده ،باطنی داریم درخواب .سینه ای داریم پرآتش ،دیده ای داریم پرآ ب. گاه درآتش سینه می سوزیم ،درآب چشم غرقاب .
الهی ،دانی که بی توهیچ کسم ،دستم گیرکه درتورسم.الهی کدام زبان به ستايش تو رسد ؟ کدام خرد صفت تو را برتابد ، کدام شکر با نيکوئی تو برابر آيد ، کدام بنده به گزاردن عبادت تو رسد.
الهی تو آنی که خود گفتی و چنانکه خود گفتی چنانی ، عظيم شانی و بزرگ احسانی ، عزيز سلطانی ، ديان و مهربانی ، هم نهانی و هم عيانی ، ديده ها را نهانی و جان را عيانی ، من سزای تو ندانم و تو دانی .
الهی دانی که بی تو هيچ کسم ، دستم گير که در تو رسم ، به ظاهر قبول دارم و به باطن تسليم ، نه از خصم باک دارم نه از دشمن بيم ، اگر دل گويد چرا ؟گويم سر افکنده ام و اگر خرد گويد چرا؟ جواب دهم که من بنده ام.
الهی تا آموختن را آموختم ، آموخته را جمله بسوختم،اندوخته را بر انداختم و انداخته را بيندوختم، نيست را بفروختم تا هست بيفروختم.
الهی گاهی به خود می نگرم هم سوز و نياز شوم و گاهی که به او نگرم همه راز و ناز شوم ، چون بخود نگرم گويم :
پر آب دو ديده و بس آتش جگرم بر باد دو دستم و پر خاک سرم
الهی آنچه بر سر ما آيد بر سر کسی نيايد ، ديده ای که به نظاره تو آيد ، هر گز باز پس نيايد ، اصل و صال دل است و باقی زحمت آب و گل .
الهی نظر خود بر ما مدام کن و ما را بر داشته خود نام کن و به وقت رفتن بر جان ما سلام کن .
الهی نه نيستم نه هستم ، نه بريدم نه پيوستم ، نه به خود بيان بستم ، لطيفه ای بودم از آن مستم ، اکنون زير سنگ است دستم الهی فرمائی که بجوی و می ترسانی که بگريز ، مينمائی که بخواه و ميگوئی پرهيز.
* مناجات نامه/خواجه عبد الله انصاری/ ص٧٨و٥٣/انتشارات امیر کبیر/
شاعران و نویسندگان ايران از دير باز از دو منبع پر فيض الهي يعني قرآن و احاديث همواره سود جسته و اين دو، سر چشمه الهامات بسياري براي سخن سرايان اين مرز وبوم بوده است .زيرا آيات خدا و سخنان نبوي داراي پيام صحيح زندگي است و گويندگان و سخنوران منظومه ها و سخنان خويش را به مناجات و نعت و ستايش پيامبران و اولياي دين مي آراسته اند كه به آن تحميديه گويند.
اين سخنان با حمد و ستايش الهي آغاز مي شود. بر شمردن صفات جمال و جلال الهي و پاك و منزه دانستن او، اظهار عجز و نياز كردن بنده در پيش گاه حق و طلب آمرزش و مغفرت بخش عمده مناجات ها و تحميديه ها را تشكيل مي دهد.
اگرچه آيات الهي را در قالب گفتار بشري فرو ريختن بس دشوار است، اما بسياري از سخنوران و گويندگان با ياري جستن از خدا و استمداد از حقيقت زنده و جاويد كلام حق، به اين مهم به خوبي دست یافته و درياي بيكران معاني قران و حقايق آن را به نيكويي و تا درجه مقدور در قالب اشعار و عبارات خويش فرو ريخته اند. اوج چنين قدرتي در مناجات های نظامي در آغاز مثنوي هاي پنج گانه اش جلوه گر مي باشد.
در واقع شاعر با زيبايي خاصي توانسته از قرآن بيشترين تاثير را بگيرد. همچنين در همين آغاز "مخزن الاسرار" در مدح و ستايش پروردگار جهانيان اين گونه داد سخن سر مي دهد:
پيش وجود همه آيندگان پيش بقاي همه پايندگان
ویا
اول وآخر به وجود صفات هست كن و نيست كن كانيات
در ادب فارسي نمونه هاي زيبا و ارجمندي از مناجات و تحميديه مي توان يافت. رسايل خواجه عبد الله انصاري سرشار از مناجات ها و راز و نياز هاي لطيف و پر جاذبه است و نيز مناجات هاي سعدي،سنايي، مولوي، وحشي بافقي و پيشتر از همه، ستايش ها و نيايش هاي شاهنامه ی فردوسي از زبان رستم از نمونه هاي عالي مناجات و تحميديه در ادب فارسي محسوب مي شوند.
مصدر پرستیدن در زبان فارسی، در بنیاد خود، معنای نگاهبانی كردن و پاییدن و مراقبت و مواظبت دارد. این واژه، در گسترههای كاربُردی اش جدا از این معنی – كه واژه ی پرستار هم بر آن استوارست – مفهوم پرستش (نیایش و ستایش و عبادتِ معبود و مسجودی متعالی و اطاعت مطلق از فرمان و رسم و راه او و سرسپردگی ی محض و بی چون و چرا نسبت به وی) را نیز دارد كه واژه ی پریستار (همریشه و برابر با پریست در زبان انگلیسی) به معنای پیشوای دینی و مأمورِ اجرای جزمی حكم های شریعت را از همان شاخه ی واژگانی داریم.
به نام خداي سزاوار پرستش،
آن مهربان به روزي دادن، آن بخشاينده به گناه آمرزيدن.
سپاس و ستايش خداي را سزد، خداوند و مهتر و پروردگار جهان و جهانيان.
آن مهربان به روزي دادن همه خلق را، آن بخشاينده به آمرزش خاص مومنان را.
پادشاه روز شمار و قضا و پاداشت.
تو را پرستيم و بس و ياري از تو خواهيم و بس.
نموده مي دار ما را راه درست و راست و بايسته.
راه آن كس هايي كه نيكو داشت كردي ايشان را.
نه راه آن كس هايي كه خشم گرفتي بر ايشان و نه نيز راه آن گمراهان. (ابوبكر عتيق نيشابوري ،
قصص قرآن مجيد)
"وَ قالَ رَبّکُمُ ادعُونی اَستَجِب لَکُم اِنّ الّذینَ یَستَکبرونَ عَن عِبادتی سَیَدخُلون جَهَنَّمَ داخِرینَ"
آیات قران بیانگر این حقیقت است که انسان ها ذاتاً و از درون پیوندی ناگسستنی با خداوند دارند.
به تعبیر قرآن کریم ابراز نیاز به خداوند، که همان دعا ونیایش است، از جمله گرایش ها و احساسات فطری انسان است وامور فطری ، امور مربوط به نوع خلقت انسان است و آفرینش انسان اقتضای آن را دارد و در همه افراد انسان یافت میشود و در طی تاریخ ثابت است و نیازی به تعلیم و تعلم ندارد، خصوصاً د ر هنگام بر خورد با مشکلات و در میدان های سخت زندگی و شداید و بلا ها این پیوند درونی خود را نشان میدهد.
ارتباط و نيايش با خداوند از لوازم تفكيك ناپذير ايمان به پروردگار است. بر اين اساس نيايش و دعا يكي از راههاي مؤثر درمان نگراني و اضطراب خاطر مي باشد، زيرا انسان هيچگاه خود را تنها و بيپناه نمييابد. پس اگر روان و دل ما به پشتوانه خلل ناپذيري متكي باشد، در تندباد حوادث متزلزل نميشود.
مومن معتقد است كه خداوند در دل مومنين آرامش پديد ميآورد تا بر ايمان او بيفزايد و در آيه ای خداوند رمز اطمينان و آرامش روح را براي مومنين متذكر ميشود و ميفرمايد: “الذين امنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله الا بذكر اله تطمئن القلوب” سوره رعد / 28 اين آيه به عنوان يك اصل جاويدان و فراگيرنده ميفرمايد: آگاه باشيد كه با ياد خدا دلها آرام ميگيرد. بنابراين همينطور كه ياد خدا آرامش بخش دلهاست فراموش كردن او مايه اضطراب و ترس و نگراني است. درآيه ديگر مي فرمايد: كسي كه از ياد من سوي روي گردان شود، زندگي سخت و ناگواري خواهد داشت ودر قيامت او را نابينا محشور مينماييم. انقطاع از دوست داشتنيهاي اين جهان و پيوستن به حق، كار هر كسي نيست. توفيق يافتن بر اين معنا از الطاف خاصه حقتعالي است.خداي تعالي دعاي دعا كنندگان را اجابت ميكند، اما به دو شرط: اول ـ فقط خدا را بخوانيم نه هيچكس ديگر را، گويي انسان در ظاهر خدا را ميخواند، اما به راستي خداي حقيقيش را نميخواند، مثلاً در تفسير آيه كريمه "… فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي" . سوره طه/12 آمده كه منظور از كفش دوستي زن و فرزند است كه موسي در آن بيابان و شب سرد به هنگام تاريكي و گم گشتگي به زنش كه به زودي ميزاييد، ميانديشيد پس به مسجد رفتي و نماز گزاردي و در اين ميان انديشهات مشغول فرزندان و مشكلاتت بود، پس تو خدا را نخواندهاي.“واذا سألك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوة الداع إذا دعان … ” ( بندگان من از تو درباره من بپرسند، من نزديكم، دعاي دعا كننده را هنگاميكه مرا بخواند اجابت ميكنم. ) دوم ـ اين شرط را در نيمه دوم آيه ميبينم كه ميفرمايد: “… فليستجيبوا لي و ليومنوا بي لعلهم يرشدون” (… پس بايد دعوت مرا اجابت كنند و به من ايمان آورند تا شايد هدايت شوند.) تا زماني كه خدا دعاي تو را اجابت ميكند تو نيز به نوبهي خود بايد فرمان خدا را اجابت كني و به او ايمان آوري و هنگامي كه انسان، فرمان خدا را اجابت كند و به او ايمان آورد. بي شك رشد را در زندگي خويش تضمين كرده است. از جمله آيات ديگر در اين زمينه ميتوان آيات زير را ذكر نمود: آيه 23 / يونس، آيه 65 / عنكبوت، آيه 32 / روم و آيه 31 / لقمان.
" هر كس به كسي و حضرتي مينازد، جز حضرت تو ندارد اين بيكس، كس "
بيا به زمزمه ياد يار، دردل شب ها درون تيره خود را چو روز، روشن كن بيا سحرگاهان خزان خسته دلى را به عطر «ياد» و شميم «دعا» چو گلشن كن تو را كه مانده چنين بى پناه و دل گيرى به جز خداى جهان، هيچ تكيه گاهى نيست به پيش پاى تو،اى اشتياق سبزوجوان، به جز نيايش و راز و نياز، راهى نيست.
چگونه انسان، اين «بى نهايت كوچك» مى تواند با آفريدگار هستى، آن «بى نهايت بزرگ» رابطه برقرار كند و اين پيوند، او را از خاك تا افلاك ببرد؟چگونه اين «هيچ» به آن «همه» متصل مى شود؟ آيا جز «دعا و نيايش»، راهى براى اين پيوند هست؟
" صلاﺓ اشجار "
نیایش درختان چه زیبا است. هر درخت دستانش را به سوی آستان نیاز جانان بلند می کند، و از حضرت حق طلب می نمایند. چونان بنده های عاشق خداوند که دستانشان را برای طلب به سوی آسمان بلند می کنند. هر درخت صدها شاخه و بیشتر دارد، به سان دستهای متوسلین .زیباتر انکه هرکدام دستانشان را در تمام جهت ها به سوی آسمان بلند می کنند چرا که خداوند محدود به مکان نیست و همه جا هست. شاخه ها به سمت بالا می روند. انها حتی برای یک لحظه هم دستانشان را به سمت پایین نمی آورند. این نشانه عجیبی است از موجودات خدا در این عالم هستی. گیاه شناسان براین باورند که شاخه ها به سمت آسمان می روند برای دستیابی به نور.
انسان تضرع میکند به سوی خدا روزانه فقط چند بار. ولی درختان دستانشان را حتی برای یک لحظه هم پایین نمی آورند. به یاد آوردم کلام حضرت حق را که فرمود:
" گیاه بی ساقه و درخت او را سجده می کنند " ، شاید این نماز درختان است. انها همیشه در قنوت پی در پی اند. به راستی که چه محراب وسیعی در عالم برپاست. محراب هستی که در این محراب سرود نماز هیچ وقت متوقف نمی شود.*
"عشق یعنی هر نفس ذکر خدا، پیچش عطر نیایش در فضا "
*www.godme.blogfa.com
نیایشهای عاشقانه:
خدایا لذتها را به بندگان حقیرت بخش ودردهای عظمیم را برجانم بریز.
طربهای بزرگ غمهای ارجمند وحیرتهای عظمیم را به روحم اضافه کن.
خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان.
خدایا به من توفیق کار بی جهاد بی سلاح ، رفتن بی همراه ، صبر در ناامیدی ، تلاش در شکست ، ایمان بی خدمت وبی نان ، عظمت بی نام ، مذهب بی عوام ، دین بی دنیا ، فداکاری در سکوت روزی ام کن.
خدایا یاریم ده تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند وبرای دین کار می کنند نه ازآنها که پول دین را می گیرند وبرای دنیا کار می کنند.
رحمتی کن تا ایمان،نام و نان برایم نیاورد.قوتم بخش تا نانم را وحتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست او جانشین همه نداشتن هاست.*
*www.shariatti.blogsky.com
نیایش به زبان بزرگان ادب:
نیایش اصولا کشش روح است بسوی کانون غیرمادی جهان. الکسیس کارل برای اجابت دعا نیازی به فصاحت نیست. الکسیس کارل انجام وظیفه ،هم ارز نیایش است. سن لویی گنزاک نیایش خود یک طریقه زندگی کردن است. الکسیس کارل
روندگان نیایش کمند و نیاز بدان بسیار. دکتر شریعتی نیایش و دعایی که زاییده روح عاشق است:احساس عشق. دکتر شریعتی نیایش عبارت است از تجلی دغدغه و اضطراب انسانی،نیایش تجلی روح تنها و تنهایی است. دکتر شریعتی
عشق تجلی اش پرستش و نیایش است. * دکتر شریعتی
* نیایش/دکتر علی شریعتی/ص ٤٦و٣٢و١٢/انتشارات مشهد/
فهرست منابع و مآخذ:
١- نیایش/ دکتر علی شریعتی/ص ٤٦و٣٢و١٢/انتشارات مشهد/
٢-قصص قرآن مجید/ ابوبکر عتیق نیشابوری/ص ٣٧/انتشارات هدی/
٣-مناجات نامه/ خواجه عبدالله انصاری /ص ٧٨و٥٣/انتشارات امیر کبیر/
٤-www.nil.ir
٥-www.godme.blogfa.com
٦-www.adabestan.blogfa.com
٧-www.shariatti.blogsky.com
برچسب:
نویسنده: نرگس کمالی